مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
624
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
قبيلهء بجيله ، چون فراز آمدند ، نمىدانستند . كه آيا قحطان نياى ايشان است يا نزار ؟ و دو نزار وجود داشته : يكى نزار بن سعد بن عدنان و ديگرى نزار بن انمار . آنگاه در نسب عدنان اختلاف كردهاند ، بعضى گفتهاند : عدنان بن ادد بن يخنوخ بن مقوم [ بن ] ناحور بن تيرخ بن يعرب بن يشجب بن اسماعيل . اين گفتهء محمد بن اسحاق است . و بعضى گفتهاند : عدنان بن مبدع بن يسع بن ادد بن كعب بن يشجب يعرب بن هميسع بن حميل بن سليمان بن ثابت بن قيدر بن اسماعيل . ابن عباس ( رض ) روايت كرده كه وقتى پيغمبر نسب خود را بر شمرد همين كه به عدنان رسيد توقف كرد و گفت : « نسبشناسان دروغ گفتهاند » . و ابن اسحاق از يزيد بن رومان از عايشه روايت كرده كه پيغمبر گفته است : « نسب شمارى مردم تا عدنان درست است » و دليل اين سخن گفتهء لبيد : اگر نيابيم غير از عدنان و غير از معد نياكانى / بايد كه سرزنشگران تو را ، مورد احترام قرار دهند . از عدنان عك و معد زاده شدند . عك نخستين كسى بود كه باديهنشين شد اما شمارهء بيشتر جمعيت از معد بود . معد بن عدنان هشت تن فرزند داشت كه چهار تن از ايشان را نام بردهاند : قضاعه و اياد و نزار و [ قنص بن معد [ 1 ] ] و شمارهء بيشتر از آن فرزندان نزار بود . نزار سه فرزند داشت . ربيعه و مضر و انمار ، از انمار خثعم و بجيله زاده شدند و به يمن رفتند و از مضر الياس زاده شد كه فرزندان او را به مناسبت انتساب به مادرشان خندف خواندهاند . از الياس سه نفر زاده شد : مدركه ، طابخه و قمعه . بعضى از مردم معتقدند كه ايشان در يمناند . و بازگشت خندف به مدركه و طابخه است . اما الياس بن مضر ، همان قيس بن عيلان است . قبيلهء مضر همگى بدين دو قبيله باز مىگردند ، يعنى خندف و قيس . از مدركة بن الياس هذيل زاده شد و از سعد ، تميم بن معاوية بن تميم . و جز ايشان فرزندان ديگرى زادند كه ما تنها به يادكرد آنها كه شمارهاى دارند مىپردازيم . از خزيمة بن مدركه اسد بن خزيمه زاده شد . و از وى شاخههاى قبايل عرب ( بطون ) پراكنده شدند و ايشان عبارتند از بنو اسد و هون بن خزيمه . از هون قارة متولد شد ، همان كسى كه در ضرب المثل گفته شده است : « قد انصف القارة من رماها » [ 2 ] و از قارة
--> [ 1 ] افزوده از ترجمهء فرانسهء هوار به نقل از ابن هشام ( ص 7 ) و دربارهء قنص رجوع شود به معجم قبايل العرب ، دكتر كحاله ، ص 967 . [ 2 ] يعنى : « هر كه با قبيلهء قاره به تير اندازى پردازد با انصاف رفتار كرده است . » براى تمام داستان رجوع شود به مجمع الامثال ، ميدانى ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد ، قاهره 1959 ، ج 2 ، ص 100 .